۱۸ شهریور ۱۳۹۱

۱۱


تو بشین، من سرم‌و می‌ذارم رو پاهات، چند وقت یه بار پاهاتو قلقلک می‌دم که یعنی هنوز خوابم نبرده، تو هِی می‌گی بخواب، من می‌گم چرا خودت نمی‌خوابی، می‌گی چون من ظهرم و تو شبی و من دوباره یادم میوفته که کلی اختلاف ساعت داریم و بینمون اقیانوسه و غصه‌م میشه و دوباره قلقلکت می‌دم

هیچ نظری موجود نیست: